شغل: پایان نامه نویسی

دانشجویی دارم که از دانشگاهی دیگر است و من استاد راهنمایش هستم. مراحل عملی پایان نامه اش را با استاد دیگری انجام داده است و بنا به دلایلی اکنون دانشجوی من است. از اولین باری که زنگ زد و راجع به پایان نامه اش صحبت کرد تا زمانی که آمد و دیدمش سه چهار ماهی گذشت. یک باری هم که موفق به دیدنش شدم، آمده بود که گزارش پیشرفت کارش را امضا کنم. فرم خام گزارش پیشرفت کار پایان نامه را روبرویم گذاشت. می گویم این که سفید است، گزارشش کجاست. می گوید همه بچه های ما همینطوری دستی پر می کنند و امضا می گیرند. می گویم شما که چیزی ننوشته ای من چی را امضا کنم. در نهایت آب پاکی را می ریزد و می گوید راست و حسینی! پایان نامه ام را به یکی داده ام بنویسد، خیلی ها این کار را کرده اند ولی نمی گویند، ولی من صادقانه دارم به شما می گویم.

نمی دانم سیستم آموزشی ما به کدام مسیر دارد می رود، ولی این راه آینده تاریکی را پیش روی کسانی که به علم و آموزش علاقه دارند، قرار داده است. از طرفی هر روز تعداد فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد و دکتری بیکار زیاد می شود و از طرف دیگر تعداد دانشجویان بی انگیزه کارشناسی ارشد و دکتری که فقط به دنبال مدرک هستند و پایان نامه هایشان را به آن گروه اول مستاصل و بدون کار می سپارند تا از این طریق یک رابطه همزیستی تاسف بار ایجاد شود. نمی خواهم با دید از بالا به پایین یا انتقادوار به این فارغ التحصیلان بیکار که شغلشان نوشتن پایان نامه های دیگران شده است، نگاه کنم. چرا که فکر می کنم سیستمی که آنها را به این مسیر سوق داده، بیشتر از هر کس و هر چیزی مقصر است.

/ 4 نظر / 11 بازدید
اکبر

سلام دوست عزیز خانه از پای بست ویران است خدا رحم کند

سميه

باز خوبه يه منبع درآمدى واسه اون درسخون هاى بيکار وجود داره که اون همه تلاش و درس خوندن بى ثمر مونده...

Angel

این غافله علمی ره به ترکستان می بره

Angel

فکر کنم دیگه به وبلاگت سر نمی زنی مدام چک می کنم و می بینم اصلا آپدیت نیست هر جا هستی شاد و تندرست باشی در کنار خانواده خوب و دوست داشتنی ات [قلب]