نکات سفر

1- تمام مسافرین غیر ایرانی هتل ما تنها به مسافرت اومده بودند، یعنی زن و شوهر یا دوست دختر و پسر و یا یک خانواده شامل پدر و مادر و فرزند، این بین فقط ایرانی ها بودند که دسته جمعی یعنی پدر و مادر و پسر و عروس و نوه و دختر و داماد و ... به مسافرت اومده بودند.

2- مسافرین غیرایرانی در مراکز خرید اصلا به چشم نمی خوردند، اما تورهای ایرانی مراکز خرید به راه بود و حتی در صف طویل فروشگاه LC WAIKIKI 90 درصد مشتریان، ایرانی بودند.

3- بچه های اروپایی ها خیلی خیلی آرام بودند و خیلی شیک روی صندلی بچه موقع صرف صبحانه و نهار و شام می نشستند و غذا می خوردند، اما بچه های کوچک ایرانی از جمله بچه خودم! مدام غر می زدند و این را نمی خوردند و آن را روی زمین پرت می کردند و یا بین میزها در حال تردد بودند.

4- شهر و آدم ها خیلی تمیز بود. راننده های تاکسی برخلاف ایران که اکثرا دمپایی پوشیده اند و نامرتب هستند، مرتب و تر و تمیز بودند. دستشویی های بین راه و پمپ بنزین ها و مراکز خرید هم خیلی تمیز بود.

5- انگلیسی مردم ترکیه حتی پذیرش هتل و خدمتکارها خیلی ضعیف بود، مثلا برای گرفتن یک قاشق کوچک برای نی نی در هنگام نهار و شام باید چندین بار و برای چندین گارسون جمله Little spoon را تکرار می کردم و آنها همدیگر را صدا می کردند و بعد از مشورت و هم اندیشی متوجه منظور می شدند. حتی وقتی عینک هانی در استخر گم شد، مجبور شدیم با پانتومیم قضیه افتادن عینک در استخر را نشان دهیم تا مسئول پذیرش متوجه منظور ما شود.

6- با اینکه سفر ما در ماه رمضان بود، هیچ نشانه ای از این ماه در شهر دیده نمی شد، تمام بارها و دیسکوها و کافه ها و رستوران ها باز بود. گرچه شهر ما یک شهر ساحلی و توریستی بود، اما وقتی به ازمیر هم رفتیم، هیچ نشانه ای از ماه رمضان ندیدیم. لیدر تور ما می گفت که مردم ازمیر در ترکیه به بی دینی معروف هستند و اکثرا لائیک و سکولار هستند (!). تنها نشانه ای که از یک کشور مسلمان دیدم، صدای اذانی بود که با صدای آن نیمه های شب و در آستانه طلوع آفتاب از خواب بیدار شدم.

7- مصرف سیگار در بین جوان ها خیلی زیاد بود. از لیدرهای تورمان که همگی جوان و ایرانی بودند بگیر تا فروشنده ها و مردم شهر و مسافرها.

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
سمیه

همیشه به تفریح و گشت و گذار بانو[قلب]