بهانه های ساده شاد بودن

میشه با خریدن دسته های سبزی و تربچه و پیازچه تازه ای که روی هم چیده شده اند و یا انتخاب یک تاپ و شلوارک رنگی نو، شنیدن یک آهنگ زیبا در هنگام رانندگی یا پاک کردن سبزی، دیدن شکوفه های بهار نارنج و گلهای رنگارنگ شمعدانی در بالکن خانه ها، برق چشمای پسرت هنگام دیدن اسباب بازی جدیدش و هزاران بهانه ساده دیگه شاد شد و شاد ماند برای ساعتها. حیف که بلد نیستیم شاد زندگی کردن را و به دنبال بهانه های بزرگ و دست نیافتنی برای شاد بودن هستیم.

مدتی است که دارم سعی می کنم که با بهانه های کوچک شاد زندگی کنم و هر چیزی من را به سمت غمگینی نکشاند. چرا که از کودکی بین لحظه های شادی و غمم همیشه فاصله اندکی بود و ممکن بوده که یک صبح شاد شاد و یک بعد ازظهر غمگین را بارها تجربه کرده باشم.

ولی مگر می شود در این روزهای بلند بهاری و صدای گنجشکها و بلبل هایی که همین الان هم از پنجره آشپزخونه مان شنیده می شود، شاد نبود؟!

/ 2 نظر / 20 بازدید
نیلوفر

وبتون خيلي عاليه موضوعاتشو متنوع ترکنين بهتره[گل][دست]

Angel

من هم امسال عید متوجه شدم که همیشه ته دلم غمگینم توی خلوت خودم شاد نبودم و نمی دونستم چرا اگه فاصله شاد بودن و غمگین بودن تو چندین ساعت بود برای من کوتاهتر بود امسال به خودم گفتم دیگه نمی خوام این حالت غم خفیف و مزمن رو داشته باشم به سادگی تصمیم گرفتم شاد باشم و این تصمیم کوچیک خوب جواب داد خدا رو شکر عزیزم برات شادترین لحظه ها رو آرزو می کنم اون آهنگ رو هم دانلود کردم تا حالا نشنیده بودم حتی اسم آهنگ رو