مادران قوی. فرزندان قوی

جایی خوانده بودم که یک مادر نباید بگذارد که فرزندش اشکش را ببیند. یک مادر نباید جلوی فرزندش ضعفش را نشان دهد و گریه کند. این جمله بدجوری در ذهنم حک شد.

از طرف مرکز بهداشت به همه خانواده هایی که در آنجا فرزند 2 تا 5 سال داشتند، زنگ زدند که برای چک کردن بینایی، بچه ها را ببریم. پسرک را بردیم و بعد از معاینه با دستگاه گفتند احتمالا چشمش ضعیف هست و باید برای چک کردن پیش اپتومتریست ببریم. ما هم یک دفعه پیش متخصص چشم بردیمش و دکتر بعد از معاینه گفت که باید عینک بزند. من در مطب بعد از شنیدن این جمله اشکهایم سرازیر شد و بعد از آمدن توی ماشین گریه ام شدیدتر شد. پسرکم که پشت نشسته بود گفت مامان گریه نکن. در آن لحظه من ناگهان یاد آن جمله "یک مادر نباید بگذارد که فرزندش اشکش یا همان ضعفش را ببیند" افتادم.  هانی هم که خیلی خونسرد بود، گفت مگه چه اتفاقی افتاده که گریه می کنی. این همه آدم عینک می زنند و ... . بگذریم از اینکه فکر به اینکه باید با این سن کم عینک بزند، خیلی ناراحتم کرد و تا چند روز روح و روانم را به هم ریخت، ولی چیزی که من را به آرامش رساند، فقط و فقط فکر به این جمله بود که مادران ضعیف، فرزندان ضعیف تربیت می کنند و ضعف من در برابر یک اتفاق پیش آمده باعث ضعف فرزندم هم خواهد شد و این نحوه برخورد ما با مسائل هست که بد یا خوب بودن آن را تعیین می کند.  چه خوب هست که اگر هم آدم های قوی ای نیستیم، برای قوی بودن تمرین کنیم. بچه ها قوی بودن یا ضعیف بودن را در خانواده یاد می گیرند.

/ 1 نظر / 14 بازدید
Angel

سال نویی فعال شدی [چشمک] چند تا پست گذاشتی و من تازه باید یکی یکی بخونم و کامنت بذارم [لبخند] حالت رو می فهمم و می دونم که چقدر بچه های کوچیک از عینک بدشون میاد خود من زمانی که راهنمایی درس می خوندم چشمام ضعیف شد و عینک زدم چقدر هم عینک شکستم ولی هانی درست میگه این همه بچه از سن پایین عینک می زنند و چیز عجیبی نیست خدا رو شکر که خیلی زود متوجه شدین و نذاشتین شماره چشمش بال بره اون وقتها پزشکها به من می گفتند اگه زودتر متوجه شده بودی چشمات ضعیفه خیلی بهتر می شد درود بر تو با این طرز فکرت حتما پسرت هم قوی میشه