باز پراکنده گویی!

- 10 روز کابوس وار را در ماه گذشته تجربه کردیم. روزهایی که هر لحظه اش ترس و اشک و استیصال بود. همه چیز تمام شد. نمی توانم بگویم که ختم به خیر شد، ولی هر چه بود پایان یک کابوس بود.

- نمی دانم این همه درد و مرض از کجا پیدا شده است؟! مدام می شنوم که این آشنا و آن غریبه بیماری های عجییب و غریب گرفته اند! بیماری هایی که گاهی اسمشان را هم نشنیده ام! مخصوصا بیماری هایی که سیستم عصبی را درگیر می کنند.

- با یکی از دانشجویانم نشسته ام و راجع به پایان نامه اش صحبت می کنیم. همه اش نگران و هول است. می گویم اینقدر به خاطر مقاله و پایان نامه و دکتری نگران نباش. می گوید بعد از اعلام نتیجه آزمون دکتری، سه ماه است که مریض است. مدام معده درد دارد. می گویم "مشکل تو این است که می خواهی با یک دست چند هندوانه را برداری. در این روزگاری که این همه استرس و مشکل دور و برمان هست دیگر نباید پایان نامه و مقاله و این چیزها مایه استرس باشند. اینها اصلا اهمیتی ندارند". از تجربه مشابه خودم قبل از آزمون جامع دکتری می گویم. نصیحتی را که استادم به من کرده بود، برای او تکرار می کنم. خودم را می بینم که در جایگاه یک نصیحت کننده نشسته ام. فکر می کنم که حرف هایم آرامش کرده است.

- داریم خانه دیگری را تجهیز می کنیم. آپارتمانی نزدیک دریا. خریدن وسایل جدید و فکر چیدن یک خانه دیگر اشتیاق و امیدی را در من ایجاد کرده. در ذهنم تابلوها و قاب عکس ها و آینه را روی دیوارها نصب می کنم و وسایل آشپزخانه را در کابینت ها می چینم و گلدان هایم را هم در بالکن.

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
Angel

مبارکه عزیزم امیدوارم تو خونه جدید لحظه های پر از شادی و نشاط رو تجربه کنی [قلب] پارسال شوهر عمه ام که فوت شد بلافاصله بعد از اون باخیر شدیم که دو تا از پسرها و یکی از دخترهاش به سرطان مبتلا شدن کمی بعد از اون شوهر اون یکی عمه ام به دندون پزشک مراجعه کرد چون ظاهراً رو لثه اش کیستی در اومده بود که خوب نمیشد مدت کوتاهی اون رو هم از دست دادیم چون اونم مبتلا به سرطان بوده تازگیها هم خواهر همون شوهر عمه ام اونم تو مدت کوتاهی از بین ما رفت به قول تو همه چیز خیلی عجیب شده و برای ما عجیب تر چون به صورت خانوادگی پیش میاد در حالی که توی خانواده ما سابقه نداشته و در مورد آدمهایی که سالم سالم بودن و هیچ نشونه ای از بیماری های مزمن رو هم نداشتن و چون قوی بودن سریع تر از آدمهای ضعیف از پا دراومدن باز هم خدا رو شکر که بیمارتون لباس عاقیت به تن کرده امیدوارم دیگه هیچوقت خبر بد نشنویم

سميه

ايشااله استرس,نگرانى,کابوس و روزاى بد بدور باشه. خونه جديد مبارک بانوى فرهيخته